العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
267
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
يعنى بازى كرد و الهاه ذلك و لهى عنه يعنى از او غافل ماند و او را رها كرد ، و لهى بر وزن دعى و مصدر آن لهى و لهيانست . فسبّح يعنى نماز نافله گزارد و گويا آن نماز نافله نماز تحيت و احترام مسجد بوده ، در نهايه گويد گاهى به نماز مستحبى و نافله تسبيح گويند و نيز به ذكر و نماز نافله سبحه گويند ، گفته مىشود قضيت سبحتى يعنى نماز نافلهام ، البتّه اگر چه نماز مستحبى و نماز واجب هر دو در معنى تسبيح شريكند ولى تنها نماز مستحبى را تسبيح گفتهاند از آن جهت كه تسبيحات در نمازهاى واجب مستحب است بنا بر اين به نماز نافله تسبيح گويند چون نماز نافله مثل تسبيحات و اذكار است در مستحب بودن ، ( اوجزهما ) يعنى از نظر مقدار و ( اكملهما ) يعنى از نظر كيفيّت و رعايت حضور قلب و خشوع ( جلّ ثناؤه ) يعنى ثناى خداوند بزرگتر از آنست كه كسى بتواند آنچنان كه او شايستگى دارد او را ثنا گويد ( و تقدّست اسماؤه ) نامهاى خداوند پاك است از اينكه دلالت بر نقص كند يا از اينكه كسى بتواند بكنه آنها برسد ، ( دهمائهم ) يعنى بيشتر آنها يا جمعيت آنان با زياديشان ، در قاموس گويد : دهماء عدد كثير است ، ( فاماز ) از باب افعال يعنى جدا كرد و تفرقه انداخت در قاموس گويد : مازه مثل امازه و ميّزه يعنى او را عزل نمود و جدا كرد ، و تميّز الشيء يعنى بعضى از افراد آن چيز را بر بعضى ديگر برترى داد ، و ايجاف يعنى سرعت نمودن ، و ايجاف الخيل و البعير ، دويدن اسب و شتر است ، و وجيف نوعى از دويدن شتر را گويند و در اين روايت استعاره آورده شده براى سرعت گرفتن در اطاعتها ، و استظهار كمك خواستن است و گويا مراد از روايت از مستظهر كسى است كه از معصيت و نافرمانى خداوند براى تحصيل روزى مقدّرش كمك ميجويد مثل اينكه خيانت بورزد ، و احتمال دارد در ترجمه عبارت قلب باشد يعنى از نعمتهاى خدا براى معصيت كمك ميخواهد ( أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ ) بيضاوى